به گزارش خبرگزاری حوزه از اصفهان، صبح امروز، اصفهان دوباره نماد مقاومت و ایستادگی مردمی شد؛ امروز، صدها هزار نفر از مردم اصفهان، برای تشییع شهدای جنگ رمضان یا دفاع مقدس ۳، در میدان بزرگمهر جمع شدند؛ جمعیتی عظیم از کوچکترین بچهها تا سالمندترین پیرمردان، با عشق و ایمان، به سمت گلستان شهدا حرکت کردند.
در حالی که مراسم تشییع در جریان بود، ناگهان یک ستون دود از نزدیکی گلستان شهدا به آسمان شهر بالا رفت؛ این دود خبری از تجاوز دوباره آمریکا و رژیم صهیونیستی به منطقهای نزدیک به محل تجمع مردم بود؛ فضای مراسم برای لحظاتی در سایه تهدید قرار گرفت، اما جمعیت حاضر که از ساعات ابتدایی صبح برای بدرقه پیکر شهدا آمده بودند، مسیر خود را متوقف نکردند؛ تشییعکنندگان با همان شور و صلابت به حرکت ادامه دادند؛ گویی خاطرهای تاریخی در ذهن این شهر زنده شده است.


امروز نیز همان روحیه تشییع سالهای قبل در خیابانهای اصفهان جاری بود؛ مردم اصفهان نشان دادند سایه تهدید و حمله نمیتواند اراده آنان را در پاسداشت شهدا و ایستادگی در برابر دشمنان متزلزل کند؛ برای این مردم، ترس معنایی ندارد و حضورشان در این مراسم پیام روشنی داشت: دشمن باید بداند که ملت ایران شکستناپذیر است.
جمعیت با شعارهایی مانند «مرگ بر اسرائیل»، «مرگ بر آمریکا» و «انتقام انتقام»، خواستار انتقام خون شهدا بود؛ مردم با دستان گرفته، سر خم کرده، در کنار پیکر مطهران گام برمیداشتند؛ هر ذره خاک که به سمت پیکرها میانداختند، نمادی از عشق به اسلام و ایران بود.

اصفهان، در غباری از دود حماسه
این شهر عزادار خونهای به ناحق ریخته است؛ چند صباحی است در گوشهکنار این شهر، دوستان و آشنایانمان به ناحق خونشان بر زمین ریخته است.
مادری که سالها برای فرزندش لالایی میگفت و شبی از خود جدایش نکرد، دیشب چشمبه در دوخت و خیره منتظر ماند صدای قدمهای فرزندش را بشنود اما...
اما دیگر فرزندی نیست...
آری مادر!
رخت عزا بر تن کن که فردا باید به خاک بسپاریاش...
این مردم نخوابیدند و شب را سحر کردند
گویا این شهیدان تکهجان همگان بودند.

صبح شد؛ هوا سرد بود اما داغی خون شهدا در خیل عظیم جمعیت جریان داشت؛ مررم از هر گوشهکنار این شهر به میدان بزرگمهر آمده بودند تا تجدید پیمانی کنند با شهدا؛ کوچک و بزرگ، جوان و پیر، همه بودند.
چشم میگرداندی، همه جا سیدعلی(ره) میدیدی.
هنوز سخت است باورش؛ مگر میشود؟؛ این مردم هنوز فراغت را باور نکردهاند...
مسیر بزرگمهر تا گلستان شهدا، نهری شده بود روان از جمعیت داغدیدهای که مدام از داغ نبودنت، ناله میکردند.
شعار مرگ بر اسرائیل، مرگ بر آمریکا، انتقام انتقام، بر زبان مردم بود که شهدا آمدند.
لبیک یا حسین(ع)
لبیک یا حسین(ع)
لبیک یا حسین(ع)
آمدند...
آنان که نه تنها مادرشان بلکه کل شهر پی آمدنشان بودند، آمدند.

اینان بچههای این شهر بودند؛ اینان جان و خونشان را برای این شهر دادند و هماکنون بر دستان ما راهی مزار ابدیشان میشوند.
اشکهای بیشمار مردم بر چهرههایشان جاری بود و بر پیکر عزیزان این شهر نماز خواندند.
کمی بعد، صدای انفجاری شنیدیم، دود از خیابانهای آنطرف بلند شد اما چشمم خیره به دود نماند؛ خیره شدم به دستانی که به نشانه پیروزی بالا آمده بود و علامت پیروزی نشان میداد.
مردم ما همچنان با اقتدار و قوت هستند و ایستادند.
شهدا راهی شدند، راهی مزار ابدیشان؛ این مردم هنوز باور ندارند، این مردم نمیتوانند رهایتان کنند؛ سیل جمعیت به سمت گلستان شهدا روانه شد؛ زبان روزه، لبهای تشنه، همه راهی شدند؛ هیچکس دلش نیامد شهدا را رها کند.
هنوز اشک و ناله همسفر این مسیر عزادار بود
شعار مرگ بر اسرائیل و آمریکا از زبانها نمیافتاد؛ این مردم درست است عزادار هستند اما آنچنان فکر انتقام بر سر دارند که خشمشان در زبانشان نیز جاریاست.
محکم و استوار میگویند: مرگ بر اسرائیل، مرگ بر آمریکا...
آری مردم، خوب همراهی کردید عزیزانتان را؛ خوب حق خواهری و برادری بهجا آوردید.

جمعیت به گلستان شهدا رسید ولی میدان بزرگمهر هنوز مملوء از جمعیت بود؛ از گوشهکنارهای گلستان شهدا گرفته تا مسجد نورباران، خیل عظیم جمعیت آمده بودند.
به گلستان شهدا رسیدیم.
وا حسینا؛ نامت چقدر عزای ما را سنگینتر میکند.
ای اهل حرم، میروعلمدار نیامد...
سقای حسین، سید و سالار نیامد...
حسین...
میشنوی؟ مردم در خاکسپاری خواهران و برادران شهیدمان، هنوز از حسین(ع) میگویند.
مردم میدانند شهدایمان با چه کسانی محشور شدهاند.
این ملت، هنوز بیدار است.
این ملت هنوز عزای حسین(ع) و اولادش را در دل دارد.
این ملت از چه بترسد؟
این ملت تا آخر منتقم خون اهلبیت(س) خود خواهد بود.
این ملت تا ابد سوگوار شهدایش خواهد بود.
جمعیت را میبینی؟
همه حاکی از استقامت و استواری آنان است؟
مگر نمیدانند جنگ است؟
مگر نمیدانند موشکباران است؟
پس چرا آمدهاند؟
تا فقط بگویند: تا ابد میایستیم؛ تا ابد میمانیم و تا وقتی انتقام خون جوانانمان را نگیریم، آرام نخواهیم گرفت.
کمکم مردم آرام شدند.
شهدا را در کنار شهدای اغتشاشات اخیر به خاک سپردیم.
عزیزان از دست ما رفته، خودتان برادری و خواهری کنید در این شهدا؛ دست ما کوتاه است؛ شمایی که سیدوسالار شهدا را دیدهاید، سلام ما را برسانید و دست خواهران و برادران شهیدتان را که اکنون به خاک سپردیم بگیرید و بروید.
در پایان مراسم، پیکرهای مطهر در گلستان شهدا به خاک سپرده شد و مردم با احترام، در کنار پیکرها ایستادند و به خود یادآوری کردند که این فقط یک مراسم تشییع نبود، بلکه یک نبرد احساسی و اجتماعی بود؛ نبردی علیه دشمن، یک نبرد علیه سکوت، یک نبرد علیه فراموشی.

گزارش از حدیثه وهابی
انتهای پیام. /










نظر شما